دست بوس همه آنهایی که برای عزت و سربلندی این سرزمین تلاش می کنند.

... و با یادی از شهدای هسته ای



تاريخ : سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ | | نویسنده : وحيد شعبانلو |
در شبهایی که دعاهایمان به اجابت نزدیک است ،کسانی که به دعای ما نیاز دارند را فراموش نکنیم. 

مارا به دعا کاش نسازند فراموش

رندان سحر خیز که صاحب نفسانند



تاريخ : سه شنبه ۱۶ تیر۱۳۹۴ | | نویسنده : وحيد شعبانلو |
امشب خودمان هستیم و خدایمان، خودمان و دلمان، خودمان و گناهانمان، خودمان و رحمت خدایمان.

 فقط یک حرف : برای دیگران دعا کنیم که مستجاب است.

يا صاحب الزّمان

ما بي سليقه ايم تو حاجات ما بخواه!
ورنه گدا طلب آب و نان كند.



تاريخ : یکشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۴ | | نویسنده : وحيد شعبانلو |
از اینکه فرصت شد تا دوباره بگویم سلام خوشحالم.

در روزهایی که دوستای ما همه با وایبر و تلگرام و ... به روز تر از به روز هستند، تحمل قطعی بلاگفا دشوار بود.

الان هم که دوباره قراره شروع کنیم نمی دونم کسی به وبلاگها سر میزنه یا نه؟ البته هنوز هم چند نفری مثل من هستند که با تلگرام و وایبر کاری ندارند.

فعلاً همین ، فقط سر سفره افطار و سحر دعا برای دوستان یادتون نره.

روزگارتان خوش باد.



تاريخ : شنبه ۶ تیر۱۳۹۴ | | نویسنده : وحيد شعبانلو |
مفضل بن عمرو نماینده امام صادق علیه السلام در شهر كوفه بود. او از طرف امام موظف بود به مشكلات دینی، مالی و اجتماعی مردم كوفه رسیدگی كند و در این رابطه با جوانان شهر ارتباط صمیمانه و مستحكمی برقرار كرده بود، برای همین عده‌ای این دوستی را نتواستند تحمل كنند، ناچار به شایعه و افتراء روی آوردند و مفضل و یارانش را به شرابخواری، ترك نماز، كبوتر بازی و حتی به سرقت و راهزنی متهم كردند. وقتی این شایعات به اوج رسید، گروهی از مومنان و مقدسان كوفه به محضر امام صادق علیه السلام چنین نوشتند: «مفضل با افراد رذل و شرابخوار و كبوتر باز همنشین است، شایسته است دستور دهید این افراد را از خود دور سازد..» امام صادق علیه السلام بدون این كه با آنان در این باره سخن بگوید، نامه‌ای برای مفضل نوشته، مهر كرد و به آنان سپرد تا به مفضل برسانند. حضرت تصریح كرد كه نامه را خودشان شخصا به مفضل تحویل دهند. آنان به كوفه برگشتند و دسته جمعی به خانه مفضل شتافتند و نامه امام صادق علیه السلام را به دست مفضل دادند. وی نامه را گشود و متن آن را قرائت كرد. امام علیه السلام به مفضل دستور داده بود كه: چیزهایی بخرد و به محضر امام علیه السلام ارسال كند. در این نامه اصلا اشاره‌ای به شایعات نشده بود. مفضل نامه راخواند و آن را به دست همه حاضران داد تا بخوانند. سپس از آنان پرسید: اكنون چه باید كرد؟ گفتند: این اشیاء خیلی هزینه دارد. باید بنشینیم، تبادل نظر كنیم و از شیعیان یاری جوییم. در واقع هدفشان این بود كه فعلا خانه مفضل را ترك كنند. مفضل گفت: تقاضا می‌كنم برای صرف غذا در اینجا بمانید. آنان به انتظار غذا نشستند. مفضل افرادی را به سراغ همان جوانانی كه از آن‌ها بدگویی شده و به كارهای ناروا متهم شده بودند فرستاد و آنان را احضار كرد. وقتی نزد مفضل آمدند، نامه حضرت صادق علیه السلام را برای آنان خواند. آنان، با شنیدن كلام امام صادق علیه السلام برای انجام فرمان حضرت از خانه خارج شدند و پس از مدت كوتاهی بازگشتند. هر كدام به اندازه وسع خویش روی هم نهاده و در مجموع 2 هزار دینار و ده هزار درهم در برابر مفضل نهادند. آن گاه مفضل به شكایت كنندگان كه هنوز از صرف غذا فارغ نشده بودند نگریست و گفت: شما می‌گوئید این جوانان را از خودم برانم و گمان می‌كنید خدا به نماز و روزه شما نیازمند است؟!


موضوعات مرتبط: پرونده ويژه " زاويه" ، يادداشتهاي من ، زرنديه ، فرهنگي و اجتماعي

تاريخ : سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ | | نویسنده : وحيد شعبانلو |



تاريخ : یکشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۲ | | نویسنده : وحيد شعبانلو |
انجمن یاران اندیشمند زاویه (ایاز) بر آن است که محفلی فراهم آورد تا فرهیختگان شهر زاویه گرد هم آیند و به زاویه ای بودنشان افتخار کنند، دیداری تازه کنند، بگویند و بشنوند و بخندند و ببینند، بر هویت خود وشهر خود صحه بگذارند و آن را تقویت کنند.

سفیران فرهمند و با ایمان زاویه در همایش زنده باد زاویه گرد هم می آیند تا بار دیگر آوازه زاویه را به عرش رسانند و سرور شادمانی نمایند به خاطر زاویه. محفلی خواهد بود سراسر افتخار و شادی و اصالت. عصاره فرهیختگی شهر،یعنی دانشجویان و تحصیل کردگان،عالمان و ادیبان، کاتبان وکریمان، در این مراسم باشکوه دعوت اند. بیایید تا شروعی باشیم برای اعتلای مجدد زاویه، بیایید تا بسراییم سرود افتخار در شهرمان، بیایید تا بنازیم بر خودمان و افتخار کنیم به شهرمان، بیایید تا دست در دست هم بدهیم به مهر شهر خویش را کنیم آباد.

زاویه منتظر ماست. بیایید تا دین مان را به شهرمان ادا کنیم

"" برگرفته شده از وبلاگ ایاز ""


موضوعات مرتبط: پرونده ويژه " زاويه" ، يادداشتهاي من ، زرنديه ، فرهنگي و اجتماعي ، 30 يا سي

تاريخ : یکشنبه ۲۰ بهمن۱۳۹۲ | | نویسنده : وحيد شعبانلو |

وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحرانها

ایستادی بر جنگ رو در رو
خنجر از پشت می زند دشمن

گویی از ما و در نهان بر ما
وطنم پشت حیله را بشکن


وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها


رگت امروز تشنه عشق است
دل رنجیده خون نمی خواهد


دل تو تا ابد برای تپش
غیرعشق و جنون نمی خواهد

شرم بر من اگر حریم تو
پیش چشمان من شکسته شود

وای بر من اگر ببینم چشم
رو به رویای عشق بسته شود

وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها


کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحرانها


از تب سرد موجهای خزر
تا خلیجی که فارس بوده و هست

می شود با تو دل به دریا زد
می شود با تو دل به دنیا بست




موضوعات مرتبط: پرونده ويژه " زاويه" ، يادداشتهاي من ، زرنديه ، فرهنگي و اجتماعي ، 30 يا سي

تاريخ : یکشنبه ۱۳ بهمن۱۳۹۲ | | نویسنده : وحيد شعبانلو |

طبق ماده 110 قانون شهرداریها مالکین ومتصدیان اراضی و بناهای مخروبه ، غیر مناسب با وضع محل و نیمه تمام موظف هستند نسبت به محصور نمودن و پاکسازی محیط و تکمیل بناها و همچنین زیبا سازی آنها طبق نقشه مصوب اقدام و در صورتیکه مسامحه یا امتناع نمایند شهرداری به منظور زیبایی و پاکیزگی و شهرسازی هر اقدامی را که لازم بداند معمول و هزینه آن را به اضافه ده در صد از مالک ، متولی یا متصدی مربوطه وصول خواهد نمود.

 

امیدوارم اجرای این قانون اجرا نشده در شهر ما با خواست شورای شهر و شهرداری بتواند گامی باشد برای جلب رضایت و اعتماد همشهریان.


موضوعات مرتبط: پرونده ويژه " زاويه" ، يادداشتهاي من ، فرهنگي و اجتماعي

تاريخ : سه شنبه ۸ بهمن۱۳۹۲ | | نویسنده : وحيد شعبانلو |
زمانی که مردم به این باور برسند که مشارکت و همراهی آنان در برنامه های توسعه ای اثرگذار است، با تمام وجود نهایت تلاش و کوشش خود را در زیبایی، پاکیزگی و بهداشت شهر بکار می گیرند. 


موضوعات مرتبط: پرونده ويژه " زاويه" ، يادداشتهاي من ، زرنديه ، فرهنگي و اجتماعي

تاريخ : یکشنبه ۶ بهمن۱۳۹۲ | | نویسنده : وحيد شعبانلو |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.